پاچه

به نظرمن بدترین غذای دنیاکله پاچه ست..angry..اه...کل اعضای خانواده عاشق این غذاهستن امامن نه.دیشب کلی بهم غرزدن که مابه خاطراین بدغذایی تونتونستیم یه دل سیرکله پاچه بخوریم...منم دیشب گفتم خیلی خب فرداکله پاچه میخوریم,وبعدازتصویب کلی خوشحال شدخب خداروشکرکه موجبات شادی اهل خانه روفراهم کردمwink اماتودلم کلی لعنت فرستادم ودعامیکردم کاش صبح باباخوابش ببره نتونه بره اماصبح ساعت7باسروصدابیدارشدم که دخترم,اجی بلندشوبیاکله پاچه بزنیم به بدن یعنی اون لحظه بغض سنگینی راه گلورامسدودکرداماچاره نبودرفتم سرسفره ,ازبچگی بابامیدونست که بنده فقط مغزمیخورم وزبون  طبق گذشته همین کارروکرد امامن فقط تونستم مغزبخورم وبعداهم سفره روترک کردم اماخب خانواده شدیدخوشحال وشادبودن وباعشق میخوردن,بابام گفت:چرازبونش رونخوردی?منم گفتم :اخه چهره گوسفنده جلوچشمام میومدحالم بدمیشد...crying.خخخخ باباومامان وداداش اول باغضب نگام کردن وبعدکلی فحش وتیکه بارم کردن وبعدهم بهم خندیدن البته اشکال نداره من خودمم میخندیدم....بعدهم چایی وخرماخوردم ونشستم به بحثاشون گوش میدادم وتموم که شدرفتن خوابیدن والان خونه ازکتابخونه هم ساکتتره ومن هم مث ارزوی دیرینه(که چراخوابم کمه وخواب سبکم وروزای تعطیل وغیرتعطیل خوابم نمیادونمیتونم بخوابم)دارم زیرپتوهمی ازاین سمت واون سمت میشم ببینم خوابم میبره اما گویاخواب بامن میونه خوبی نداره البته خواب صبح بیشتر,ظهراوشبایکم بهترمیخوابم ,یکم کتاب خوندم وفک کردم امابی فایده ست...الان یه پیامک واسه بابااومداماجو تغییری نکرد....

منبع اصلی مطلب : ✍جــــایـــــی برای مـــــن☕
برچسب ها : پاچه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : 66.تصویب شادی اهل خانه